چه جالب
پشت پرده حسی که نسبت به هر چیزی داری یه چیز دیگه هم هست
اون حسی که خودت نسبت به حست به اون چیز داری.
پ.ن: عاشق چیزای پشت پرده ام
پشت پرده حسی که نسبت به هر چیزی داری یه چیز دیگه هم هست
اون حسی که خودت نسبت به حست به اون چیز داری.
پ.ن: عاشق چیزای پشت پرده ام
پ.ن: یه نقاش هشتاد ساله رو می شناسم که بعد از شصت سال نقاشی دیگه حاضر نیست روی بوم رنگی بزاره چون سفیدی رو به اندازه کافی غنی می دونه
در دين يهود شيطان فرشته اي است كه محض آزمون و امتحان بشر آفريده شده است.در كتاب ايوب (عهد عتيق) شيطان در شمار فرزندان يهوه آورده شده است آنجا كه گفته مي آيد ‹ روزي چنين افتاد كه فرزندان خدا روي به در گاه باري نمودند و شيطان نيز در ميان ايشان بود›
كليسا نيز در آغاز بر اين عقيده بود و ذات باري را جميع اضداد مي دانست تا تاثير آيين ماني كه ثنويت را به كليسا وارد نمود.
برخي عرفاي اسلامي همچون حلاج و غزالي و عين القضات معناي تازه اي به نافرماني ابليس در تعظيم به انسان بخشيدند.
ابليس در عشقبازي غيورانه اش رشك ورزيد و به آدم سجده نكرد ‹ خدايا اگر از فرمان تو سر پيچيدم از بهر آن بود كه تا كسي غير از تو را به پاكي نمي شناسم. اكنون كه اين آدم كسي جز تو نيست پس ابليس را در اين خانه چكار است؟ ›
غزالي شيطان را سرور عاشقان ناميد.
پ. ن.: برگرفته از پیشگفتار و متن کتاب ایوب به سعی قاسم هاشمی نژاد نشر هرمس
دادشم به نارنگی می گفته «گاگانی» هنوزم همینو می گیم
یکی دیگمون به قاشق چایخوری می گفته «قاشق شیرین کنی» هنوزم همینو می گیم
دخر داییم به پتو می گفته « تپو»
پ.ن. : بچگی رو ازت بگیرن یه پول سیاه نمی ارزی تا سیصد سال می تونی ازش خرج کنی
کسی ندیدتش
گمش کردم
پ. ن: آخیش بخیر گذشت
هیچ کس هم کامل نیست
پ.ن.: آی عشق! لعنتی آخه چرا چهره سرخت پیدا نیست؟ د جواب بده دیگه نامرد
بعد که دو باره بهش فکر می کنی یا میای عمل کنی به اون نقشه ها
میبینی اصلا به اون راحتی که فکر می کردی نبوده
پ.ن.: یا خیالبافی یا ترسیدی تو اون حالت اول هر غلطی کردی کردی باقیش ول معطلی
برای همین قبل از بدنیا اومدن می زنن تو سرت که بعضی چیزا یادت بره
بعضی ها حافظه قوی تری دارن
یه چیزایی یادشون می مونه
اونا فرق دارن
به قدرتشون ایمان دارن
چیزی رو نمی پذیرن
اونا برای خودشون تصمیم می گیرن و برای اطرافیانشون
اطرافیا هم چاره ای ندارن جز این که فرار کنن
یا زیر سایه اونا به خوبی و خوشی زندگی کنن
یا توی خلوتشون به بخت بد لعنت بفرستن
پ.ن: هر سال که از عمرت می گذره می فهمی که فهمیده تر شدی معنیش اینه که می فهمی چقدر احمق تر بودی
دیروز با دوستی در مورد کتابهای ادبیات دوره دبیرستان حرف می زدیم گفتم یادی ازش بکنم
فصلی خواهم نوشت در ابتدای این حال ....
...احمق مردا که دل در این جهان بندد! که نعمتی بدهد و زشت بازستاند.
و مادر حسنک زنی سخت جگر آور بود. چنان شنودم که دو سه ماه از او این حدیث نهان داشتند چون بشنید جزعی نکرد چنان که زنان کنند بلکه بگریست به درد چنان که حاضران از درد وی خون گریستند پس گفتا: بزرگا مردا که این پسرم بود که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان و ماتم پسر سخت نیکو بداشت و هر خردمند که این بشنید بپسندید و جای آن بود.
پ.ن.: اگه فیلمساز بودم حتما این داستانو میساختم ولی کی می تونست نقش مادر حسنک رو بازی کنه «زنی سخت جگر آور»
عیب رندان مکن ای عابد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
پ.ن. : سعی می کنم همون حرفای قدیمی رو به شکلای جدید بزنم پس اگه نتونستم خیلی ناراحت نمی شم
الان که گاهی بهش فکر می کنم یا برای کسی تعریف می کنم می بینم دوران کودکی و نوجوونی من توی شاهرود و گرگان به قدر کافی غنی و پر ماجرا بوده
خصوصا که پدرم با تصمیمای عجیبش موقعیت های عجیب تری رو برای ما خلق می کرد
مثلا رفته بود توی جایی که نه آب یود و نه برق بالای یه تپه یه زمین خیلی قشنگ خریده بود توش یه خونه باحال و بزرگ ساخته بود . وقتای بیکاریش توی باغچه خونه و زمین خالی کنار خونه مون سبزیجات می کاشت و ما توی خونه سگ و گربه و مرغ و خروس و بعضی وقتا گوسفند داشتیم
فاصله نزدیک ترین خونه به ما یک کیلومتر بود که صاحب اونم یه آدمی مثل بابام بود
من که خیلی از این چیزاش راضی بودم
Ladies & gentlemen
If the cabin pressure falls down suddenly an oxygen mask will appear. Pull the mask down, put it on your mouth & breathe normally.
پ.ن.: آمين
پ.ن.: نتیجه این سئوال که« آیا باید ضرب المثل ها رو جدی گرفت یا نه» رو جدی بگیرید
سناریو شمار۱: دیگه اینجا جای موندن نیست
سناریو شماره ۲: من اینجا ریشه در خاکم
پ.ن. : هیچ کدوم از این دو گزینه بهتر از اون یکی نیست فقط شرایط آدما متفاوته
وقتی لوبیا چیتی رو می پزی کل اون نقش و نگار زیباش پاک می شه
پ.ن.: برای ازبین بردن هر چیز زیبایی اول زیبایی هاش رو ازش می گیرند.
پ.ن.: حسرت چیزایی که داشتی و اصلاْ نفهمیدی از حسرت چیزایی که داشتی و از دست دادی بیشتره
پ.ن. : آخه من حقوق می گیرم که با ایشون کار کنم.
بعد تا ساعت ۱۲ كلي از كاراي عقب افتاده رو انجام دادم
پ.ن. : دنيا بدون من هم به راهش ادامه مي ده
تمام کوچه ها اسم شهدا روشون بود و چار تا کوچه اسم برادرای شهید.
خود خواهي يعني خود را خواستن و دوست داشتن فارغ از مقدارش
تازه وقتي جاي اين دو معني مترادف را عوض مي كني متوجه تفاوت شون مي شي
اين دو جمله رو وقتي كه جلوي بازار گل منتظر همسرم بودم كشف كردم و قتی که کلی ادم رو می دیدم که دست بچه هاشون رو گرفتن و راه می رن
سئوالم این بود که چی دارن که می خوان به بچه هاشون بدن یا چی برای اونا باقی مذارند
گزينه اول: اونقدر خودخواه نيستم كه بچه اي رو به دنيا بيارم
گزينه دوم: اونقدر خودم رو دوست ندارم كه بچه اي رو بدنيا بيارم
جمله اول با خيرخواهي و مقدس نمايي عجينه
اما جمله دوم اينكه ادم بتونه خودش رو دوست داشته باشه ياخودخواه باشه به قدرت و اعتماد به نفسي نياز داره كه امروز كمتر آدمي صاحبشه
اگه بخوام قضاوت سر راستي كنم من گزينه دوم رو انتخاب مي كنم، اونقدر خودم رو دوست ندارم كه....